رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

دختر عشقه مامانه

1392/5/16 13:29
نویسنده : مسافر
1,103 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عروسكم

سلام جوجوي من

الهي مامان دورت بگرده.ببخش كه دير به دير سراغت مي يام.يه پام تو شركته و يه پام تو خونه.الهي من پيش مرگت بشم كه يه دنيا عاشقتم.ديروز بردمت حمام و فكر كردم يه خواي حسابي ميري. ولي نرفتي.ديشب تا صبح همش بي تاب بودي و من تا سينه م رو از دهنت در مي اوردم گريه رو سر ميدادي.صبح زنگ زدم به مربي مهدت خانم حكمي پور.اونم ميگفت غر ميزني.گفتم شايد سرما خوردي واسه همين صبح بهت استامنوفن دادم.حالا بيام دنبالت ببينم حالت بهتر شده انشاالله.راستي بعد از ظهر خونه خاله زهرا دعوتيم واسه دعا.هر سال ماه رمضان سفره مي ندازه و دعا داره.و امسال اولين ساله تواه.يه سري عكس جديد ازت گرفتم كه شب از خونه مي ذارم تو وبلاگت.

فقط بدون ماماني و بابا عاشقتن.ديونه وار دوست داريم و از خدا واست سلامتي،سعادت و عاقبت به خيري مي خوايم.

راستي يادم رفت بگم بهت كه 5 شنبه هفته پيش بردمت واسه واكسن 4 ماهگي. اين بار خودم تنها بودم.الهي مامان پيش مرگت بشه كه گريه هات رو نبينم.چقدر گريه كردي. شبم تب داشتي و ماماني و بابا تا صبح بالا سرت بوديم.همش تبت رو مي گرفتم و سعي ميكردم كه با اب سر و استامنوفن بيارمش پايين. 2-3 روز درد داشتي تا خوب شدي.

عمه هاتم 4 شنبه هفته پيش از ايتاليا اومدن و واسه اولين بار تو رو ديدن.

واييييييييييييييييييييييي

دلم واست تنگ شده .نيم ساعت ديگه مي يام سراغت و مي گيرمت تو بغلم. عاشقتم مامان.

هميشه خدا را شكر ميكنم كه خدا تو را به من داده.هيچ وقت دختر قدر نشناسي نباش و بهمون احترام بذار اين ارزوي قلبي منه كه هيچ زماني به من يا پدرت بي احترامي نكني.

ما سعي مي كنيم واسه تو هر كاري كه از دستمون بر مي ياد انجام بديم  و از تو فقط خانمي و احترام مي خوايم همين .

دوست داره مامان

عاشقته بابايي

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)